مسافر شهر غمي غريبي مثل خودمي
تو صورتت پر از غمه غصه داري يه عالمه
دوست داري درد دل كني دلت گرفته از همه
غريبه توي غربت نگي چي شد محبت
بگي ميگند ديوونه است حرفاش چه بچه گونه است
تقصير ادما نيست اين همه درد دوا نيست
آبه و نون و نفس كجا اومدي تو قفس؟؟
تو هم مثل همه ماها سر دوراهي موندي و دل را به درياها زدي
گفتي غريبي بهتره واسه همه دربه درا اين ديگه راه اخره
تو شك وتوي ترديد چشمات كجا را ميديد؟
*تا حالا به رهگذراي شب دقت كردين ديدين چقدر دلكنده از دنيا راه ميرن
شبا شهر شلوغ ما خلوت ميشه به خواب ميره به اميد فردا كه شايد مثل امروز تكراري نباشه، هر كس يه اميدي ميخوابه شايدم به يادي ميخوابه، هر چي باشه شب آرامش بخشه براي خيلي ها ، براي بعضي هام كه جا ندارن بخوابن يه درده يه انتظار سخت براي سپيده، هر كس با يه همراهي يه فكري يه اميدي يه يادي شب و به سپيده ميرسونه بعضي ها هم با بيداري به هر دليلي شايد به خاطر كار شايد به خاطر فكر شايدم به خاطره يه عشق شايدم مثل من به يه عادت ديرينه...
*روزها ميان و ميرن منم بي تفاوت تر از هميشه هيچي برام مهم نيست بي خيال از اين دنيا، اتفاقات كوچيك و بزرگ برام مفهوم ندارن روابط ام با دوستا آشناها و خيلي هاي ديگه خيلي وقت برام مهم نيست خیلی هارو از دست دادم نمیدونم انگار از زندگی خسته شدم، خسته شدم از جلوي همه شاد بودن ، براي همه مرهم درد بودن با اينكه كه خودم از همه تنها ترم از همه خسته ترم، از ادما خسته شدم دلم ميخواد برم يه جاي دور زندگي كنم كه هيچكي نباشه دلم ميخواد از اين شهر شلوغ برم، كاش ميشد بقيه عمرم رو تو سفر باشم، خيلي وقته ديگه مرگم برام مهم نيست ...
تو چشام اشكي نمونده تودلم حرفي ندارم
ديگه وقت رفتنه سفر دورودرازه...
انتظار روز برفي تودلم داغ زده سرما
انتظار آفتاب گرم تودلم يخ زده اما...
برف و بوران ابرو بارون
چيكه چيكه توي ناودون
روز ابري روز سرما
انتظار روز برفي ...
* هروز بدتر از ديروز نميدونم چرا ! شايدم نميخوام ايده آل بشم ! شايدم دلم تنگه به يه همراه احتياج دارم الان كه خيلي تنهام ...
* چه اهميت دارد آدم سفيد آدم سياه چه اهميت دارد بالاي شهر پايين شهر
احتمالا تاحالا ديدي كه يكي زندگيش عوض ميشه با يه حادثه با يه اتفاق ولي واي واي اگه گردونه به كام ما نچرخه دنيا از زندونم بدتر ميشه حتي با يه اتفاق مثلا از دست دادن يه عزيز شايدم يه عشق آدم از هزار تا مريض حالش بدتر ميشه دلش ميخواد دنيا نباشه
اون موقع ديگه مهم نيست خونت كجاست.
* آن روز قبول كرديم شرافتمندانه زندگي كنيم آن روز قبول كرديم به غير از خدا عشق نورزيم آن روز قبول كرديم سر در گريبان كنيم و از آنچه او نهي كرده بود دوري كنيم امروز ميدانيم كه چقدر سخت است...
شیخی به زنی فاحشه گفتا: پستی! هر دم به هوای دگری دل بستی! گفتا: شیخا ٬هر آن چه گویی هستم! آیاتو هرآن چه می نمایی هستی؟"خیام نیشابوری"
السلام عليك يا بقيه الله

*كوچه ها پر از چراغ شده هر چي باشه شهر شلوغ ما خوب يا بد ولي مردمش يه چيز دارن كه دنيا نداره اونم يه خداست كه دوستش دارن الانم هر جا ميري فقط نوره مردم كوچه هاشونو پر از نور كردن كه يه بار ديگه بگن هنوزم منتظرن امامشون بياد هنوزم زندگي نتونسته جلو اونارو بگيره ديگه مهم نيست بالا شهر كجاست پايين شهر كجاست هر كي هر كاري تونسته كرده كه يه بار ديگه به خداش ثابت كنه هنوزم دوسش داره بگه كه هنوزم منتظره امامشه.جمعه ها هنوزم مردمون دلشون میخواد امامشون بیاد هنوزم هرروز دعای فرج میخونن و به خدا میگن که منتظرن شاید این جمعه بیاد. کوچه ها آب و جارو شده همه جا رونق گرفته همه تو خیابونن همه جا گل گلکاری شده اخه کجا ی دنیا برا کسی جشن تولد به این بزرگی گرفتن اخه کجای دنیا پیر و جوون اينجور اعتقاد دارن بهش هرکاریم که تو توانشون بوده انجام دادن.
هميشه هم اين شهر ما بد نيست شباي عيد و شباي احيا هم داره كه هيچ جاي دنيا نداره
کاش این جمعه می امد و میدید ...
تو همون حس غریبی که همیشه با منی
تو بهونهء هر عاشق
تو امید انتظاری تو دلهای نا امید
مثل دیدن ستاره تو شبای ناپدید ...
چه غریبونه گذشتند جمعه های سوت وکور
هنوز اما نرسیدی ای تجلی ظهور
با توام با تو که گفتی :تکیه گاه عاشقایی
بی انتهایی مثل لالایی بارون ...تو کویر بی صدایی
تو خود عشقی میدونم
تو همون حس غریبی که همیشه با منی
تو بهونهء هر عاشق واسه زنده بودنی
تو امید انتظاری تو دلهای نا امید
مثل دیدن ستاره تو شبای ناپدید ...
عمریه دلم گرفته گله دارم از جدایی
غایب همیشه حاضر
تو کجایی؟؟ تو کجایی؟؟
